29 مهر 1387
آرام الان چهار ماه و یک هفتشه........خیلی خستم تو هفته گذشته آرام اصلا در طول روز نمیخوابید و صبحها ساعت 7 بیدار میشد تا 9 شب منهم ساعت یک میخوابیدم و هیچ کاری درطول روز نمیکردم اگر هم آرام سرش گرم میشد من توان نداشتم.......جمعه صبح داشتیم حاضر میشدیم بریم مهمونی که آرام هی بدون دلیل گریه میکرد باید حتما بغلش میکردم در غیر اینصورت ساکت نمیشد گریه بدی میکرد دهنش رو باز میکرد و چشماشو میبست و جیغ و داد به هیچ صورت هم ساکت نمیشد تا میزاشتمش تو تخت یا رو تشک بازیش که کارهامو بکنم دوباره جیغش میرفت رو هوا.........تا حالا سابقه نداشت که اینطوری گریه کنه مطمئن هم بودم جاییش درد نمیکنه چون تو بغلم با نوازش ساکت میشد........شنبه صبح تا ظهر هم همینطور بود بعد یه یک ساعتی خوابید و دیگه مثل همیشه بود تا عصر میخواستم برم بیرون و به همسری گفتم مواظب آرام باشه تا برم بیام........یک ساعت بعد که اومدم دیدم وای بازم همونطوری گریه کرده و با بغل هم آروم نشده و یکسره جیغ زده.........دلم خیلی براش سوخت قیافه مظلوم و چشمهای نمناک.......مژه هاش از اشک بهم چسبیده بود و آب از دهنش سرازیر بود وقتی بغلش کردم میلرزید و قفسه سینش سریع بالا پایین میرفت خیلی ترسیدم ولی خدارو شکر بعد از اینکه بهش شیر دادم آروم شد.....تعجب کردم چرا تو بغل هم آروم نشده......بابای نی نی جون فکر کرده اگه بهش محل نزاره و مثلا دعواش کنه گریه اش قطع میشه.نتیجه این شده بود که نه تنها آروم نشده بود بلکه گریه اش شدت پیدا کرده بود........ازش خواستم دیگه این کار رو نکنه......آخه این فسقل بی دلیل گریه نمیکنه مخصوصا اینطوری......از دکترش هم پرسیدم گفت ببین چه تغییری تو اطرافتون بوجود اومده..این کوچولوها خیلی باهوشن و سریع همه چیز رو متوجه میشن........خودتون عصبی شدید یا شاید ترسیده..هر چی فکر کردم متوجه مورد خاصی نشدم.........
امروز رفتیم دکتر.......قدش همون 64 و وزنش هم خالص 6700 بود.....دکتر گفت خیلی خوبه و همه چیز نرماله........در مورد خواب هم گفت اگه درطول 24 ساعت کمتر از 12 ساعت باشه برای بچه ضرر داره........خدا رو شکر این دو روزه آرام در طول روز یکی دوساعتی خوابیده .........در مورد خواب شب هم گفت بدون اینکه بیدارش کنم بهش شیر بدم اگر هم نخورد یعنی سیره...........ولی یک بار اینکار رو کردم و از خواب بیدار شد و شیر نخورد و تا صبح هم بد خواب شد..........
غذا هم گفت پایان 6 ماهگی همینطور قطره آهن.............بعدش رفتم کلینیک بیمارستان مادران برای شنوایی ستجی نوبت دوم خدارو شکر اونهم طبیعی بود نوبت بعدی 8 ماهگی بعد تا دوسالگی هم همینطور 4 ماه یک بار....یه کتاب تغدیه تکمیلی 6 تا 12 ماه هم خریدم...مطالب جالبی توش نوشته...........برام جالبه اینجا دکترها میگن غذا از 6 ماهگی ولی کشورهای دیگه میگن از 4 ماهگی.........دلیلشون هم تو ایران اینه که دستگاه گوارش کودک تا 6 ماهگی آماده غذای دیگری به جز شیر نیست و هم اینکه شیر به تنهایی تا 6 ماهگی تمام نیازهای کودک رو تامین میکنه
دکتر گفت سیب زمینی و هویج و برنج رو بپزم و از لعابش یک قاشق بهش بدم تا یک هفته که هر روز یک قاشق اضافه بشه و بعدش هم هر چقدر خواست بهش بدم..........البته نظر دکتر بهرامی رو هم میخوام بدونم اونهم ده روز دیگه بهم وقت دادن........
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر