دوشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۷

شکر نعمت نعمتت افزون کند

دیروز رفتم شهروند برای آرام کتاب خریدم........یه سری کتاب داستان که متنهاشون کوتاهه و نقاشیهای رنگی و بزرگی دارن.......نقاشیهای کتاب رو به دخمل نشون میدم و یا قصه رو از خودم در میارم میگم یا از روی کتاب براش میخونم.......وقتی به نقاشیها نگاه میکنه خوشش میاد و دقت میکنه...خرید خیلی خوشایندی بود دونه دونه کتابها رو باز میکردم تا ببینم تصاویر کدومشون جذاب تره میخواستم براش یه اسباب بازی هم بگیرم که گرفتنش راحت باشه و بتونه بکنه تو دهنش الان یک ماهی میشه که همه چیزرو میبره تو دهنش البته نمیتونه درست اشیا رو بگیره اگه عروسکش از پارک بازیش آویزون باشه میگیرتش و میاره نزدیک دهنش بعدش هم میکنه تو دهنش...دستش هم که یک سره تو دهنشه و آب دهنش هم سرازیر....اینطوری بزاق اضافی رو دفع میکنن.......چند روز پییش توی وانش هی سرش رو میاورد پایین تا کفها رو بخوره!خیلی بامزه میشه همیشه دهنش بازه تا بلکه یه چیزی پیدا کنه بخوردش..........
برای خودم هم یه سشوار خریدم و یه جوراب...یه کمی هم خرت و پرت خوراکی.......تو فروشگاه سه تا خانوم حامله دیدم.....باز دلم برای حاملگیم و شکمم و تکونهای نی نی تنگ شد...جه زود گذشت..الان وقتی عکسهای نوزادی آرام رو میبینم بازم دلم تنگ میشه برای اون دوران میدونم یه روزی هم دلم برای امروز تنگ میشه...........اصولا من همیشه دلم تنگ میشه !
خریدن همین چند تا کتاب خیلی بهم لذت داد......یادمه یه زمانی از یه کیف خوشم میومد و اون موقع اولویتهای دیگه ای برای خرید داشتم و میگفتم خوب این ماه نشد ماه دیگه میخرمش...ولی الان اگه ده تا از اون کیفها روبرم بخرم اصلا بهم نمیچسبه.......واقعا برآورده شدن آرزوهای کوچیک خیلی بیشتر از آرزوهای بزرگ به آدم لذت میده...یه موقعی فکر میکنیم اگه فلان خونه رو داشتیم یا اگه فلان ساعت رو میخریدیم چقدر خوب بود و چه حالی میکردیم..........ولی یه جا خوندم اگه با چیزهای کوچیک تو زندگی شاد نشید مطمئن باشید با چیزهای بزرگتر هم شاد نخواهید شد..واقعا درسته......لذت خوردن یه غذای خونگی یا یه کیک که خودتون درست کردید..لذت بردن از تمیزی خونه وقنی که ساعتها صرف نطافت اون کردید........لذت همنشینی با اونی که دوستش دارید و ازهمه مهمتر موهبت سلامتی.......این ها واقعاٌ جای شکر داره....شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت نعمت از کفت بیرون کند

هیچ نظری موجود نیست: