دوشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۷

تولد چهار ماهگی +بیخوابی

چند روز پیش یه استخر بادی برای دخمل خریدیم و دیروز هم یه تلمبه خریدم تا بادش کنیم....بماند که با چه مصیبتی دهانه استخر و دهانه تلمبه رو روی هم جفت کردیم و شروع کردیم به تلمبه زدن استخر کم کم داشت باد میشد و تازه متوجه شدیم که ای بابا چرا این انقدر بزرگه اول که کلی باید آب بریزیم توش بعدش هم این تو حموم جانمیشه...تازه بعد از اینکه کفه و دو تا از حلقه هاش باد شدن تلمبه مرغوبمون از کار افتاد و دسته اش از جا در رفت !آقای همسر هم بازش کردن و بعد از کلی کلنجار رفتن روی هم سوارش کردن ولی تلمبه بیچاره دیگه کار نمیکرد............واقعا جا داره که به قشر زحمتکش تولید کننده این محصول خوب ایرانی تبریک بگیم.

دخملک قشنگ من امروز 4 ماهش تموم شد و رفت تو 5 ماه.......چه زود گذشت....انشالله که همیشه سالم باشه و 120 ساله بشه و خدا همواره پشت و پناهش باشه..
این فسقل ما از دو ماه و نیمگی غلت زدن رو یاد گرفت و الان هم خیلی سریع بر میگرده رو شکم ولی نمیتونه دوباره طاقباز بشه و وقتی هم خسته میشه جیغ میزنه که بیاین منو برگردونید..دستهاش هم وقتی رو شکمش خوابیده دیگه جمع نیست و بازشون میکنه باسن قلقلیش رو هم میاره بالا و زانوهاشو به زمین فشار میده دیگه باید کم کم سینه خیز بره جلو ولی هنوز روی حرکت دستهاش تسلط نداره و درجا میزنه......ی قبلا یه دوساعتی بطور ناپیوسته تو روز میخوابید ولی الان چند روزه که به سلامتی اصلا در طول روز نمیخوابه...ساعت هفت صبح بیداره تا ساعت 9 شب که اونهم میبریمش میزاریم تو تختش تا بخوابه اگه به خودش باشه تا ساعت 11 هم نمیخوابه .اولش هم کلی دست و پا میزنه و ده دفعه میره رو شکم تا بالاخره بخوابه...یه موقعهایی خندم میگیره که انقدر این بچه موقع خوابش سر حاله...اگه یه چند ساعت تو روزمیخوابید خیلی خوب میشد

فردا 23 مهر و واکسن داره میریم مرکز بهداشت....قد و وزن و دور سرش رو هم اندازه میگیرن.... واکسن 2 ماهگیش 3 تا بود دو تا تزریقی وو یه دونه خوراکی .این ماه یه خوراکی داره و یه تزریقی.........به دکترش هم زنگ زدم گفتن هنوز از مسافرت نیمومده.حالا باید به اون یکی دکترش زنگ بزنم....فعلا دخمل برای چکاپ دوتا دکتر داره.

هیچ نظری موجود نیست: