روزهای زندگی
پنجشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۷
پارک
چند روز پیش رفتیم پارک.....من وآرام و برادرم ، هوا خوب بود و آرام هم تو کالسکه اش ساکت بود و مناظر رو نگاه میکرد آخراش خوابش برد رویهمرفته خوشش اومده بود و هیچی نمیگفت .
۱ نظر:
سمانه
گفت...
الهييييييي خيلي نازنينه اين دخترت آزاده جون...ببوسش
۱۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۲۸
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱ نظر:
الهييييييي خيلي نازنينه اين دخترت آزاده جون...ببوسش
ارسال یک نظر