25 آذر 1387
همونطور که پیش بینی میکردم آرام از اون سوپ دیگه نخورد فقط چند تا قاشق به ضرب داستان گویی و........سیب هم بهش دادم اون رو هم دوست نداشت
امروز براش پوره سیب زمینی درست کردم که فقط دو قاشق خورد و صورتش رو یه جوری میکرد انگار میخواد بیاره بالا عصر هم که بهش دادم سرفه کرد همشو داد بیرون چون قورت نمیده و دهنش رو بر خلاف سریهای قبل باز میزاره بخاطره همین غذا میپره تو گلوش
امروز سوپش رو با گوشت چرخکرده درست کردم جعفری هم نداشتم یعنی فکر کنم اشتباهی انداختمش دور بجاش کرفس ریختم (کرفس گوشت چرخ کرده سیب زمینی هویج به جای برنج هم آرد برنج ریختم) به جای میکسر با گوشت کوب لهش کردم بازم دو سه تا قاشق بیشتر نخورد بازم دهنش رو نمیبست و قورت نمیداد باز هم همون اداها رو در میاورد.........فردا با میکسر لهش میکنم.
۱ نظر:
سلام خاله آزاده جون جونم ، پیشاپیش تولدت مبارک باشه ... خیلی دوست دارم
ارسال یک نظر