10 دی ماه سال 1387
آرام من شش ماه و هجده روزشه
با سلام
باز هم همون بحث همیشگی حوصله و وقت و.........
موضوع : غذا
-
چهارشنبه هفته گذشته (5 آذر ماه 1387 ) سعی کردم سوپ آرام رو با سیب بهش بدم خیلی استقبال کرد و تمام سوپش رو تو اون وعده خورد .در حد یک کاسه کوچولوی سوپ خوری موفقیت بزرگی بود.
- متاسفانه وعده شام و روزهای دیگه این ابتکار با شکست روبه رو شد. به قول آرام "نه سیب نه موز دیگر اثر ندارد.جنگ جنگ تا پیروزی".
- کدو حلوایی هم خریده و پخته شد به همراه سیب شد پوره کدو حلوایی و سیب...........این رو هم نخورد. در حد یکی دو قاشق نصفه نیمه.
- قطره آهن هم رو هم که موفق میشم بریزم تو دهنش میده بیرون یعنی نگهش میداره بعد میده بیرون و قورت نمیده.لباسهاش هم همه لک شدند تا دستم رو میبرم طرفش با دستش میزنه زیر قاشق و........اگه یه کمیش رو هم بخوره به زور بعدش محاله آب بخوره.
- غذا نخوردن و قطره نخوردن زمانهایی هستند که دوست دارم خودش و خودم رو بکوبم به در و دیوار. حیف که نمیشه!!همون به چند تا بد و بیراه بسنده میکنم.
- امروز سوپ مرغ میپزم براش ...........دعا میکنم اینو خوب بخوره...در واقع شرطی شده اصلا دهنش رو باز نمیکنه که غذا رو بچشه شاید خوشش بیاد......دیروز بهش هیچی ندادم فقط صبح یکی دو قاشق سرلاک........امروز سه تا قاشق سرلاک که البته چون دخترکم تنهایی غذا از گلوش پایین نمیره نصفش رو هم داد به پیشبندش بخوره.دستت درد نکنه مامانی که اینقدر مهربونی!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر