22 اسفند ماه 1387
دخترم نه ماهه شد و وارد دهمین ماه زندگیش شد.
کوچولوی مامان نه ماهگیت مبارک
آروزی سلامتی ، شادی، موفقیت برایت داریم و امیدوارم خداوند همیشه پشت و پناهت باشه.
عزیزکم باورت میشه ؟ باورت میشه انقدر زود بزرگ شدی ؟ نه ماه .نه ماهه که تو قدم به این دنیا گذاشتی قدم گذاشتی رو چشم من .......خدای بزرگ رو شکر میکنم که هدیه ای به این زیبایی به من داده.........خدارو شکر
عزیزکم کم کم داره یک سالت میشه.عمر مثل باد میگذره و من دلم میخواد همیشه لبخندت رو ببینم....
یادته اونموقعها که اوایل بارداریم بود میگفتم اوه حالا مونده تا به ماههای آخر برسم......هفته 37 ؟هفته 38 ؟حالا حالا ها مونده بعد تو عزیز دلم پا گذاشتی رو دو چشم من و اومدی.......دو سه روزه بودی میگفتم اوه حالا مونده تا یک ماهه دو ماهه و........بشی چقدر دلم میخواست لبخندت رو ببینم با خودم میگفتم یعنی چه شکلی میشی ؟وقتی تو خواب بی اراده میخندیدی میگفتم ای خدا من منتظر اولین لبخند واقعی دخترم هستم و .......سر انجام اون لبخند زیباتو دیدم.......وقتی پشت گردنت رو میگرفتم و بلندت میکردم با خودم میگفتم یعنی کی میتونم زیر بغلت رو بگیرم و بلندت کنم ؟کی میتونی بشینی ؟وقتی حرف بزنی صدات چه جوریه ؟ وقتی بتونی غلت بزنی با صدا بخندی و........هزار تای چیز دیگه..........دخترکم میترسم این روزها یکی پشت دیگری مثل هم سپری بشن و من باز دلتنگ گذتشه بشم..........
الان هر نوزادی رو که میبینم فقط میگم الله اکبر......خدایا تو چه بزرگی چه عظمتی داری .......خودت حافظ این فرشته های کوچولو باش.
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر