شنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۸
تعطیلات عید
ما روز اول عید به مقصد رامسر خونه رو ترک کردیم ، راهها شلوغ بودن و ما تقریبا ده ساعت تو راه بودیم البته آرام اذیت نکرد ولی تو صندلیش نمیموند و نهایت یک ربع میموند و بعد میومد بغل من و شیر و لالا.البته من صندلی عقب پیشش نشسته بودم شاید اگه در معرض دیدش نبودم کمتر بهانه میگرفت. هوا در رامسر خنک بود و شبهاش هم سرد و بارونی اونجا آرام در کمال ناباوری من دهنش رو باز میکرد و غذا میخورد البته فقط در حد چند قاشق همین که دهن مبارک رو باز میکردن کافی بود تا من کلی ذوق کنم .قطره آهنش رو هم با آبمویه قاطی کردم تا یه کم خوشمزه بشه و بخوره.بر خلاف بقیه که دوست داشتن برن بیرون و بگردن من دلم میخواست یکی آرام رو نگه داره و من بخوابم !!روز پنجم هم به مقصد بابلسر رامسر رو ترک کردم و سه شب هم اونجا بودیم هوا بهتر شده بود . تو این مدت آرام خانوم کلی غذاهای ممنوعه نوش جان کردن غذاهای پر نمک شیرینی برنج روغنی و........
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
من تو رو خیلی دوست دارم ارام کوچولو .....مامانش نوش جونش تمام غذاهای ممنوعه که خورده بچسبه به گوشت رونش ....همیشه به سفر خانوم خانوما
چه جالب ما هم 29 اسفند رفتيم رامسر و 2 فروردين بابلسر...اگر ميدونستم اونجا هستيد حتما باهات تماس ميگرفتم همديگر رو ببينيم...خيلي دوست دارم تو و دختر نازت رو از نزديك ببينم.
ارسال یک نظر