تو این ماهی که گذشت به شیطنتهای آرام هم اضافه شد.چهار دست و پا میره و به همه جا سرک میکشه و از هر چیزی آویزون میشه و بلند میشه .قبلا باید یه جایی رو میگرفت تا بتونه بلند شه الان دستشو میگیره به دیوار ، در ویترین ، تی وی و...بلند میشه.دیگه وقتی ایستاده دستشو ول نمیکنه اول یه دستشو بر میداره بعد میشینه بعد اون یکی دستشو رو ول میکنه.دستش رو به مبل میگیره و راه میره البته بیشتر ترجیح میده بشینه و چهار دست و پا بره به مقصد مورد نظرش.
میاد کنار مبل وایمیسته کنترل تی وی و ضبط و...رو برمیداره در پشتشون رو باز میکنه باطریهاشون رو میندازه بیرون بعد با در یکیشون میره سمت تی وی..بلند میشه و پنلش رو باز میکنه هی دکمه هاش رو میزنه و بعد با اون در کنترل میکوبه رو صفحه تی وی. بعد از اون میره تو اتاق خواب ما دور تخت ما میگرده بعد میاد کنار رادیاتور میشینه و باهاش حرف میزنه یه چند دقیقه ای هم میشینه تو جانماز باباش اونجا رو خیلی دوست داره البته مهر و تسبیحش رو قایم میکنیم
چون میخورتشون و کلی هم حال میکنه.بعد هم آشپزخونه و در چاه و کشوهای آشپزخونه بعد از اون حموم و دستشویی و.........این چرخه روزی چندین بار تکرار میشه..البته وقتی میره سراغ کشوها باید مواظبش باشم چون دستشو میزاره رو کشو و هی باز و بستش میکنه و دستش میمونه بین کشو.
کمتر به اسباب بازیهاش نگاه میکنه فقط براش برج میسازم و به سرعت باد میاد و خرابشون میکنه میره.کتاب هم که میخونم زود حوصلش سر میره و میخواد کتاب رو بخوره و پاره کنه بعدش هم میزاره میره.....اون اوایل بیشتر دقت میکرد و عکسهای کتابها براش جذاب بودن الان دیگه یه جا بند نمیشه.
سیم ،موبایل ،تلفن،دمپایی،لپ تاپ،برس،دستمال ، کاغذ، تسبیح ،و....هم جز اسباب بازیهای مورد علاقه اش هستند.
۱ نظر:
آزاده جون قیافه آرام کپی خودته.خیلی ماهه.قربونت برم خاله مراقب دستت باش که لای در کشو نمونه.قربون شیطونیهات که اینقدر شیرینه.آزاده جون ببوس دخملک نازت رو.
ارسال یک نظر