11 اردیبهشت ماه 1387
دخترکم آرام ده ماه و نیمشه و خیلی دوست داشتنی شده دیگه به اسباب بازیهاش نگاه نمیکنه و گذری یه دستی بهشون میزنه و بعد میره سراغ وسایل خونه.الان خیلی راحتتر و سریعتر چهار دست و پا میره و دستش رو میگیره به مبل ، تی وی ، تخت و.بلند میشه تازگی دیگه خودش رو نمیندازه پایین همونطور که دستش به مبل یا میزه میشینه یا وقتی یه چیزی رو مبل در دسترسش نباشه همونطور که دستش به مبله قدم برمیداره و میره جلو.........وقتی زیر بغلش رو میگیرم قدم بر میداره به اصطلاح تاتی تاتی !!میکنه بعضی وقتها هم خیلی پاهاشو میاره بالا و رژه میره. قبلا مثل آدم آهنی بود و پاهاشون رو خم نمیکرد. دخترک میره دم تی وی و پنلش رو میاره بیرون و روشنشن میکنه و کانال عوض میکنه هی من از اونور با کنترل خاموشش میکنم هی این دختر خانوم روشنش میکنه.دیگه بگم به محض اینکه لپ تاپ رو روشن میکنم به سرعت باد خودش رو میرسونه بالای مبل و میخواد دکمه های کامپیوتر و فشار بده آخر سر هم من انصراف میدم و کامپیوتر رو خاموش میکنم.
از دیگر تفریحات سالم!!دخترم پرت کردنه همه چیز رو دوست داره پرت کنه رو سرامیکها یا خودش میخوابه رو سرامیک و با دو تا دستهاش شروع میکنه به تمیز کردن!!عشق آشپزخونه رو هم داره به علاوه دستشویی تا در دستشویی باز میشه میدوه.........
غذا هم که صبح یه قاشق،ظهر یه قاشق، شب هم همون یه قاشق!!!وقتی هم بهش غذا میدم هر چی دم دستمه میدم بهش قاشق، ملاقه، جعبه دستمال کاغذی و بعد همشون شوت میشن کف آشپزخونه.......
یه موقعهایی میبینم داره با لذت یه چیزی رو میجوه میرم میبینم بله یه تیکه دستمال یا یه کاغذه که نمیدونم از کجا پیداشون کرده.در ضمن عاشق خیار هم هست یه تکه گنده میکنه و شروع میکنه به جویدن.ازش هم بگیریم خیلی سوزناک بغض میکنه.
نصفه شب هم بیدار میشه با چشمهای بسته پا میشه وایمیسته.صبح هم به محض باز کردن چمشهاش وایمیسته راس ساعت هفت....قبلا باز یه نیم ساعتی مشغول میشد تو تختش و آواز میخوند
مهر و تسبیح جانماز باباش رو هم خیلی دوست داره از الان شروع کرده به مهر خوری!!کلا از هر نوع تسبیحی خوشش میاد گلی پلاستیکی و..........
چراغ رو با دستش نشون میده ، همینطور ساعت و تی وی رو.تازگیها هم وقتی میرقصه سرش رو بشدت تکون میده و سرسری میکنه و دستهاشو رو هم میچرخونه و پاش رو هم تکون میده
...
راستی امروز که داشتم آرام رو عوض میکردم ساعت یک ربع هشت شب دخترم خوابش برد!!من داشتم شاخ در میاوردم مگه میشه آرام خوش بخوابه ؟
۶ نظر:
عزیز دلم ..دخترک خوشگلم که اینقدر ماهییییی.....چرا غذاتو نمیخوری عزیزم ....تصمیمت در مورد دیوانه کردن مامانیت حتمیه نه؟؟؟؟؟دوست دارم خیلی بیشتر از همیشه ...به مامی هم بگو عکس بذاره ازت دعواش نمیکنم ...اون عکس 14روزگیت خیلی خوشگله خانوم .
ارام خانوم به رونيا هم گفتم ...حرفاي مامانا رو خيلي جدي نگيريد خودشون صبح تا شب هيچي نميخورن تا يه ذره لاغر شن اون وقت به شماها گير ميدن كه چرا نميخوريد ...مامانن ديگه چكارشون ميشه كرد ...حالا براي اينكه دل ماماني نگيره ...يه ذره بيشتر غذا بخور چاق نميشي مطمئن باش وروجك
من بودم ..مامان ميثم
اخ كه من قربون اون ني ناي ناي كردنت بشم ...جيگر
دلم واست يك نقطه شده
آرام گلم قربون تفریحاتت برم من خوشگلم...مامی رو اذیت نکنی ها...غذات رو هم بخور گلم...مثل دختر من که اذیت میکنه و غذا نمیخوره نباشی ها.
عجب دخملی شده اين دخملت آزاده!!! شيرنه شيرين.. ببوسش از طرف من و پسرم
ارسال یک نظر