25 تیر ماه 1387
ماه گذشته برای چکاپ یک ماهگی آرام رفتیم پیش دکتر بهرامی. یک سری آزمایش خون (قند ،تیروئید،و..)و آزمایش ادرار باید انجام میداد.دیگه هم لازم نیست ماهی یکبار به دکتر مراجعه کنیم هر دو ماه یک بار باید ویزیت انجام بشه.وزن آرام با لباس 9200 و قدش هم 75 سانتی متر بود. با توجه به وزن زمان تولدش 3300 کیلو باید در یک سالگی وزنش بشه 9900 یعنی سه برابر. خوب تو این مدت هم که غذای درست نمیخورد و هر ماه صد تا دویست گرم وزن گرفته
یادم میاد اون اوایل هم پیش دکتر بهرامی میرفتم هم دکتر کنی...اگه فاصله ویزیتها از یک ماه بیشتر میشد اعصابم خراب میشد و یک ساعت با منشی دکتر چونه میزدم که نمیشه زودتر بیام میخواستم دقیقا سر یک ماه برم دکتر.الان بهتر شدم و قابل انعطاف تر..
در مورد شیر شبانه و خوابیدن با شیر دکتر نظرش این بود که هیچ کاری نه صد در صد خوبه و نه بد.شیر خوردن شبانه ممکنه برای دندونها ضرر داشته باشه ولی از نظر روحی و تغذیه ای برای بچه مفیده.از اون طرف هم نخوردن شیر یه سری مزایب و همچنین معایبی داره.در مورد اینکه میتونم آخر شب بهش شیر ندم و بزارم خودش بخوابه گفت در صورتیکه راحت بخوابه و خوابش بیاد اشکالی نداره.اصولا دکتر به روحیات بچه ها خیلی اهمیت میده.یه چند باری که دکترهای دیگه رفتم با بد اخلاقی بچه رو معاینه میکردن ولی دکتر با مهربونی و شوخی و خنده سعی میکنه با بچه ارتباط برقرار کنه.البته کار سختیه هر بچه ای بیاد و نق بزنه اعصاب آدم خراب میشهودختر منهم که تا قبل از اون همیشه میخندید و خوش اخلاق بود این بار دیگه نمیزاشت دکتر معاینه اش کنه و شروع به گریه کرد البته بغل خودم بود ولی نق میزد.
یه کتاب هم برای تغذیه سال دوم خریدم.سال دوم اول غذا بعد شیره.سه وعده غذای اصلی و دو تا سه وعده میان وعده.از غذای سفره هم استفاده بشه.
برای آزمایش هم رفتیم آزمایشگاه مرکزی بالاتر از چهار راه پارک وی.آزمایشگاه بزرگ و شلوغی بود ولی منظم و سریع کار رو راه مینداختن. یه بخش داشتن مخصوص خونگیری کودکان...وای که همش صدای جیغ بود و گریه....داشت گریه ام میگرفت یه خانومی اومد و کیسه ادرار رو برای آرام چسبوند آخه ده بار تو خونه امتحان کرده بودم یا جیش نمیکرد یا کیسه جدا میشد خلاصه نمیشد..بعدش با همون کیسه رفتیم برای خونگیری.وای مگه تموم میشد چهار تا لوله خون از بچم گرفتن آرام اشک میریخت و جیغ میزد منم که میخواستم آرومش کنم بلند بلند باهاش حرف میزدم تا بالاخره تموم شد...بعدش تو بغلم شیر خورد و یکم خوابید و بالاخره بعد از دوساعت جیش !!کرد و کارمون تموم شد. خدا رو شکر همه چیز نرمال بود.
واکسنش رو هم با ده روز تاخیرزدم واکسن یک سالگی رو روزهای خاصی میزنن...یه روز رفتم مسئولش نبود روز دیگه واکسن تموم شده بود...اینجا هم که سوئیس نیست پس حق اعتراض هم نداشتم....یه سوزن سریع تو بازو.........اصلا نه دردی نه گریه ای.تب هم سه تا پنج روز بعدش احتمال داشت برزو کنه.البته یک هفته بعد آرام بدنش یه کمی داغ بود که استامینوفن بهش دادم. واکس بعدی شش ماه بعد زده میشه..
۱ نظر:
مفزت پوکیده!!!!
ارسال یک نظر