ادامه ....
با قطره استامینوفن تب آرام کم کم پایین اومد ولی باز هم قطع نشد.....چهارشنبه صبح دیدم روی تن و شکم و کمرش پر از دونه های ریز و قرمزه..نه مثل آبله مرغون.دونه های خیلی ریز و نزذیک بهم بودن و زیر پوست بودن یعنی برجسته نبودن.......زنگ زدم دکتر بهرامی.منشی اش گفت نیا چون وقت نگرفتی خلاصه از من اصرار از ایشون انکار.گفت ظهر زنگ بزن....خانم منشی شیفت ظهر هم گفت نمیشه بیای دکتر زود میره و کلی هم منتظرش هستن.( حالا فرض کنید یه مورد اورژانسی دارید و میخوایید برید پیش دکتر خودتون.مگه اصلا مریضی خبر میکنه که با وقت قبلی بریم ؟یا تا فردا صبر کنیم؟)خانم منشی (پرستار) گفت اگه حساسیت نباشه شبه سرخکه و خوب میشه و نیازی نیست بیای اگه بدتر شد بیارش....
تب آرام تقریبا قطع شده بود و خودم رفتم سر کتابهام.....با توجه به شواهد موجود به این نتیجه رسیدم که آرام سرخک گرفته..چند روز اول تب..بعد دونه های قرمز به اضافه عفونت گوش یا اوتیت که از عوارض این بیماریه..حالا داشتم با خودم میگفتم که ما که یک سالگی واکسن ام ام آر رو زدیم چرا سرخک گرفته ؟
اگه هم واکنش به واکسنه چرا انقدر دیر ؟ تا عصر صبر کردم و زنگ زدم دکتر عبدی و رفتم پیشش..قبل از ما یه پسر کوچولویی اومده بود با تب بالا.دکتر داشت بهشون میگفت تب تا چند روز ادامه داره و بعد بدن میریزه بیرون و خوب مبشه و نیازی هم به داروی خاصی نیست فقط با دیازپام و استامینوفن تبش رو بیارین پایین.خوب پس دختر منهم به این تب ویروسی دچار شده بود، دکتر گوشش رو دید و گفت پرده گوشش عادی و مشکل عفونت هم نداره و الان رو به بهبوده.
خلاصه فرداش رفتم برای اطمینان پیش دکتر بهرامی اونهم همین تب ویروسی رو تائید کرد و گفت گوشش کمی ملتهب بوده و الان دیگه نیازی به داروی خاصی نیست. خوب خدارو شکر.ولی اگه از اول میدونستم دیگه با زور بهش آنتی بیوتیک نمیدادم و بیخود اینهمه نگران نمیشدم و اگه بهم میگفتن با شیاف و..تبش رو پایین بیارم خیلی راحت تر دمای بدنش پایین میومدو........خدا رو شکر گذشت . ولی هفته بدی بود شبها بیدار بودیم و روزها هم همینطور ......خدا خودش حافظ و نگهبان همه بچه ها باشه.
اینجا دختر ناز من تب داشت و خیلی بی حوصله بود
روزهای نقاهت بعد از بیماری....گردنبند مورد علاقه اش تسبیحه .پاهاش رو هم براش لاک زده بودم !
الهی مامان قربونت بره دختر نازنینم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر