20 شهریور 1388
هوا خنک شده و صبحها برگ درخت ها با وزش باد تکون میخورن. کم کم بوی پاییز رو حس میکنم و بیاد روزهای درس و مدرسه میفتم....همیشه فکر اینکه داره پاییز میاد منو غمگین میکنه البته فقط فکرش.....مثل وقتی که شنبه از راه میرسه و میخوای بری مدرسه یا سرکار پیش خودت میگی اه باز هم شنبه شد!نمیدونم چه سالی بود دوران راهنمایی بودم که شنبه ها ورزش و قرآن و....داشتیم درسهای سبک.....
وقتی اسم ماه مهر و پاییز رو میشنوم فکر میکنم وای باید 6 ماه تو خونه بمونیم و جایی نریم آخه من سرما رو دوست ندارم.برعکسش طاقت گرما و آفتاب شدید رو هم ندارم.گرچه پارسال زمستون بچه ! خوبی بود و زیاد برف نداشت ،در کل با آرام هم مسافرت رفتیم هم گشت و گذار.امیدوارم زمستون امسال هم زیاد پر برف و یخ نباشه.....بارون بیاد تا اونجا که میتونه ولی از آقای برف خواهش میکنم نیاد!همون بارون ذخایر آبمون رو تامین کنه......زمستون دو سال پیش که حامله بودم وحشتناک بود سرما برف و برف چه یخ بندونی بود میرفتم سر کار و الان فکر میکنم چطور با اون ترسی که داشتم ریسک میکردم و رو یخ و برف راه میرفتم؟ تو خونه هم با اون حال خراب و تهوع با کلی لباس و ژاکت و جوراب همیشه کنار رادیاتور بودم.حتی حموم رفتن هم برام عذاب بود باید مثل من سرمایی باشید تا درک کنید که چی میکشیدم! .
تابستونی هم که آرام بدنیااومد باز هم وحشتناک گرم بود....الان عذاب وجدان دارم چون روزی که آرام رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد از چند ساعت لباس سرهمی اش رو در آوردم آخه هوا خیلی گرم بود ترسیدم گرمازده باشه فسقل......کار بد این بود که عصرش کولر روشن بود و مهمونهامون هم هی میگفتن تن بچه زیاد لباس نکنید الهی قربونش برم الان همش دارم فکر میکنم نکنه اون روز عصر سردش شده بود؟ فقط شاید نیم ساعتی کولر روشن بود با این حال دختر نازکم نکنه دست و پای کوچیکت سردشون شده بوده ؟آخه تو کوچولو تازه از یه جای گرم و نرم اومده بودی بیرون مامان رو ببخش
......
الان طبعم کمی تغییر کرده و دیگه اونقدر سرمایی نیستم ولی باز از سرما فراریم..
۲ نظر:
دختر آرام
/ārām/ 1- سكون، ثبات، آسايش، طمأنينه، صلح، آشتي، راحت؛ 2-(در قديم) مايهي آرامش، آرامش بخش، تسلي بخش. فراواني:2876
ازاده جون کجایی؟یه خبری از خودت و ارام بده ...دلمون شور میزنه
ارسال یک نظر