5 آذر 1388
هر کدوم از کتابهای آرام یه اسمی دارن البته به زبون خودش...
- وقتی آرام ادای گریه کردن رو در میاره و دستهاشو مشت میکنه میزاره رو چشمش منظورش کتاب "جوجه اردک زشته" آخه با جوجه اردک کسی بازی نمیکرد و جوجه ناراحت شد و گریه کرد!(البته بعدش تبدیل شد به یه غاز زیبا و خوشحال و شادمان شد!)
- وقتی انگشت اشاره اش رو تکون میده و میگه نه نه نه منظورش کتاب "در جستجوی گلها" هست....تو این کتاب مادربزرگ داره برای نوه هاش قصه میگه و تو یه صفحه اش انگشت اشاره اش رو تکون میده......در واقع میگه به گاز دست نزنیم به برق دست نزنیم....نه نه نه جیززه..(این جمله آخر مال آرام بود)
-وقتی آرام موهاشو میشوره و میگه آب منظورش کتاب پیشی کوچولوشه که با صاحبش میرن ددر بعد کثیف میشه و باید بره حوم خودش رو بشوره!
-هیس هیس به همراه انگشت رو روی بینی به معنای سکوت یعنی کتاب خرس کوچولو که تو صفحه آخر کتاب رفته تو تختش لالا کنه و باید ساکت باشیم .
- اشاره به دماغ و نشون دادن دماغ دراز یعنی کتاب پینوکیو...آخه این پینوکیوی شیطوون هر وقت دروغ میگه دماغش دراز میشه !!
دخترم چند تا کلمه جدید یاد گرفته...نور(که چشمهاشو اذیت میکنهو باید چشمهاشو ببنده)
پا..دست...مو..ماه..عد (عدد)..
عدد مورد علاقه اش هم دو می باشد.آرام ساعت چنده دو.آرام عددها رو بشمار دو.......آرام بیا این عددها رو بخون از بین همه اعداد میره دو رو شناسایی میکنه.
راستی به در هم علاقه زیادی پیدا کرده مهمون از در بیرون نرفته درو روش میبنده اصولا هر جا دری باز باشه آرام میگه در در و میره میبندتش.
۴ نظر:
وای که من قربون تو دختر خوشگل و باهوش بشم ....ارام کوچولوی خودمه ...قربون اون انگشت کوچولوش که کتاباشو نشون میده ...خیلی قیافه ارام دوست داشتنی و ناز و مهربونه ....بوس و بغل و چلوندن و فراموش نکن از طرف من
آرام یادت باشه خونه ما که نمیای ولی بدون در خونه ما همیشه به روت بازه.دست مامانتو بگیر و بیا پیش ما.من همیشه از 4 تا 89 که فرشاد بیاد تنهام
دختر تو نابغه ایی چه جوری داستان کتاب ها یادت مونده ؟ شاید هم مامانت زیادی حوصله به خرج داده . در نهایت باید گفت آفرین و صد آفرین به این مادر و دختر.
عزیزمی...فداش بشم که اینقدر باهوشه که زبون خودش اسم گذاشته روی کتابهاش...ببوسش
ارسال یک نظر