دوشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۸

پارک

14 دی 1388

آرام خانوم در پارک








۳ نظر:

Maryam گفت...

سلام آزاده جون من قربون اين آرام خوشگلم بشم اگه نياي ازش برامون تعريف كني من دلم ميگيره آخه آرام و مهراد من هم سن هستن و ميدوني كه من چقدر دوستش دارم تازه قول داده بودي عروس خودم باشه نكنه حالا كه باهامون قهر كردي قولتم فراموش كردي؟

Unknown گفت...

سلام آزاده خانم.وای که چقدر آرام قشنگم خوردنی شده.عزیزم ممنون که واسم پیغام گذاشتی که بیام پیشت ولی آخه می دونی ما که ماشینمونو فروختیم ومنم واقعا طرف شما رو بلد نیستم.تازه خونه ما هم خیلی گرم ونرمه . یه بار بیا پشیمون نمیشی بعدش دلت میخواد هر روز بیای تازه با هم میریم بیرون.

خودم گفت...

مریم جان سلام نه عزیزم قهر چیه.منم عاشق مهراد عزیزم هستم و سر قولم هم تا ابد هستماگه تو نزنی زیر قولت!!