جمعه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۸

شیطنت

9 بهمن 1388

تازگیها آرام دوست نداره یه کم به خودش استراحت بده.همه کارهاش ایستاده است و باید همواره یه چیزی رو بررسی کنه.تا کشوم رو باز میکنم سریع میاد و عطر میخواد و ریمل من و.....در یخچال باز میشه میاد سس رو میخواد بر داره یا باید میوه برداره.حالا اینها خوبه یه موقعی گیر میده از نوعه سه پیچش و سرش هم به هیچ عنوان گول مالیده نمیشه که بریم سراغ یه چیزه دیگه.هر روز باید یه لیوان آب و قاشق بدم تا بازی کنه یعنی آب رو بریزه رو زمین و دوباره آب بخواد و این پروسه چندین و چند بار تکرار میشه نتیجه اش هم لباسهای خیسه و یه فرش که اصلا از شدت خیسی نمیشه روش نشست. روزی چند بار هم با ماژیک دست و پا و صورتش رو نقاشی میکنه .هر کاری هم میگم نکن میکنه و بعد به من نگاه میکنه قیافه اش هم اونموقع دیدنیه یعنی ببین من اینکار رو کردم و میخواد من عکس العمل نشون بدم من خنده ام میگیره و هر چی هم بگم و توضیح بدم که بابا وسایلت میشکنه تلفن دردش میاد گوشش بدهکار نیست و بهتر میبینم رومو اونور کنم بعدش هم باز به کارش ادامه میده........

داب داب عبسی
پلو
گوج (گوجه)
قاچ(قارچ)
سوپ
باد
بیده(بده)
و...........هم حرفهای جدیدشه.

۱ نظر:

سمانه گفت...

قربونت برم که آب بازی دوست داری عزیزکم