3 اسفند 1388
مدتهاست میخوام بیام و بنویسم ولی وقت نمیشه.در طول روز میرم سراغ کامپیوتر ولی خیلی تلگرافی......تا در لپ تاپ باز میشه آرام سریع خودش رو میرسونه به من و عکس میخواد. عکس..عکس...نی نی ...ماشن..نانای.......دونه دونه هم اسم فک و فامیل رو میگه در نتیجه فقط شب که دخملی میخوابه میتونم بیام و با خیال راحت یه چرخی بزنم در مواقع دیگه میدون رو به نفع آرام خالی میکنم.تازگیها هم یه میلی داشتم یه تیکه از فیلم قدیمی فارسی رو برام فرستاده بودن با عنوان"حمومی".......یه خانومی در حمام شعر میخونن و بقیه هم همراهیشون میکنن..آرام عاشق این کلیپ شده و تا چشمش به کامپیوتر میفته میگه حمومی........حمومی.......البته با لهجه مخصوص خودش و واقعا هم چه کیفی میکنه وقتی نگاش میکنه !!تو فیلم آب داره.نی نی داره....این هم قسمتی از شعر مورد نظر :
خیر نبینی حمومی لنگ و قطیفه ام رو بردن
لنگ و قطیفه جهنم کاسه دولیچه ام !!! رو بردن......
فلا ن و فلان و فلان (موارد بالا رو جایگزین کنید) جهنم خود قالیچه ام رو بردن!!
آرام تقریبا همه کلمات رو تقلید میکنه یه سریشون رو درست میگه و یه سری رو هم با زبون خودش.
یه سری از حروف رو میگه
لهجه اش هم خاصه و در واقع همه کلمات رو با لهجه بچه گونه میگه و استرس رو رو بقیه حروف میزاره...مثلا میگه شکلات و ک رو با تشدید میگه.......حرف "ر" رو هم یا نمیگه یا "ل" تلفظ میکنه........
اسم شما چیه ؟آلام
اسم مامان چیه ؟مامان ........اسمش رو بگو ؟آزاده......یه موقعهایی به جای مامان میگه آزااااادددددددههههه و من کلی عشق میکنم
حرف "خ " رو هم "ح" تلفظ میکنه....حوابیده.حوابه....
جمله هنوز نمیگه ولی از فعل استفاده میکنه......مثلا میگه نی نی...مکث...حوابیده
یا نی نی...بخوره)
اینم یه سری از کلمات رو که بیشتر میگه و من یادم مونده:
شکلات(که تازگیهاعاشقش شده و علیرغم مخفی کاریهای من بالاخره کشفش کرد!)
آداس (آدامس ) روزی چند بار طلب میشه و منم خودمو میزنم به اون راه.یه موقعهایی هم مجبورم یه کوچولو بهش بدم........این رو هم خودش کشف کرده.
اوایل بیده الان بده.......با چنان سوز و گدازی میگه که آدم ناخودآگاه بغض میکنه...هی سرش رو بالا پایین میکنه و میچسبونه به گردنش و میگه بده..البته این حرکت سر یعنی بله و من هم باید بگم بله!!
بیشین به خودش و نی نی میگه.....بخوره ( این رو همون خ تلفظ میکنه)..بحوابه....بستنی..ضبط.بلو .توب.داب داب عبسی.....شوار(شلوار)..افت (رفت) ..سده (سرده)...میز...نانگی(نارنگی)..آبی...زرد....قیمی(قرمز)..سبز...شب بیر(شب بخیر)...بچه..کوچولو...کوچیکه......بزگه(بزرگه)..باخاری....بله باشه خوب...و............
میگم بچه نکن.....اونهم میگه بچه
بقیه اش یادم نمیاد......بقیه حرفها + کارها در پست بعد!!
آهان یاد گرفته میگه ازونا..هر چی رو که اسمش رو ندونه البته بیشتر در مورد خوردنی میگه ازونا........از یه می می میخوره اون یکی رو که میخواد میگه ازونا !!
یه کاری رو هم که نمیتونه بگه میگه اونطوری..و پانتومیمش رو بازی میکنه.......
سلام کردنش هم خیلی قشنگه با لهجه انگلیسی میگه سلام saalaam
هر چی رو که دوست باشه بهش سلام میکنه نازش میکنه ناسی ناسی و بعد هم چندین بار بوسش میکنه.عروسکهاش ..می می......نی نی و......
۱ نظر:
چه نانازی شده اين دخترت آزاده!!!! شانس آوردی دم دستم نيست وگرنه يه لقمه چپش ميکردم....دوسش دارم خيلی خيلی زياد، مثل خودت. بوز بوز
ارسال یک نظر