دوشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۸

آرام و نی نی

24 اسفند 138

الان مدتیه بر خلاف گذشته که آرام اکثر وقتش رو با کتابهاش پر میکرد دخترم عاشق عروسکهاش شده.تمام نی نی ها و عئوسک هاش (به قول خودش ) باید بدون لباس باشن و تمام لباسهاشون رو در میاره.روزها نی نی رو بغلش میکنه و میگه بغلم (یعنی تو بغلم هست )و میگه هیس هیس...پیش پیش...خوابه....نی نی خوابه و بعد میره دنبال پتو و باش(یعنی همون بالش)روی نی نی پتو میندازه و بغلش میکنه و راش میبره......هیس هیس.....بق(برق)اگه برقی هم روشن باشه باید خاموش کنیم تا نی نی بخوابه و منهم آروم حرف میزنم تا نی نی بیدار نشه.آرام به نی نی اش می می هم میده بغلش میکنه و میگه می می.نازش میکنه و بوسش میکنه و کلا یه مامان نمونه است برای نی نی کوچولوش.غذا هم توی قابمه براش درست میکنه و با قاشق میزاره تو دهنش و دهنش رو باز و بسته میکنه و آم آم میکنه یعنی نی نی داره میخوره.اون وسطها هم خودش از غذای خیالی اش هم چند قاشق میخوره.

عاشق لیوان و قاشق و قابلمه هست......غذا درست میکنه خودش و نی نی میخورن.......غذای خیالی رو از این ظرف به اون ظرف میریزه اگه هم آب داشته باشه که عشق میکنه از ین لیوان به اون لیوان و در نهایت هم آب رو میریزه رو زمین و حالا نساب کی بساب!!

به آرام میگم آرام نی نی جیش کرده ؟پشت نی نی رو نگاه میکنه میگه نه نکده. یه موقعهایی هم میگم پی پی کرده و اونوقت خانوم گیر میدن که باید نی نی رو ببره تو حموم و بزاره رو لگن...منم میرم براش یه کاسه میارم !میگم این لگن نی نیه..........چند دقیقه نی نی رو میزاره روش بعد خودش میشینه رو کاسه!

شبها هم با دو سه تا نی نی میره تو تخت برای لالا.بهش میگم وقت خوابه برو نی نی ها رو بزار تو تخت........این وسط هم کتاب و ماژیک و تخته وایت برد رو هم میبره میندازه تو تخت.حاضر هم نمیشه هیچ کدوم رو بردارم و اگه حواسش باشه و من نتونم این خرت و پرتها رو بیارم بیرون با همونها میره لالا و بعد صدای غر زدنش میاد و تق وتوق میخوره به این وسایل.

این عکسها هم مال بعد از سرماخوردیگه که داره برای نی نی دجه(درجه) میزاه و براش قطه(قطره) میریزه.





هیچ نظری موجود نیست: