چهارشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۸۹

خودم و خودت و خودش!!

18 فروردین 1389

آرام یه مدت به خودم میگفت خودت.

-مامان : آرام میای کفشهاتو پات کنم ؟
آرام: نه خودت (یعنی خودم )

-آرام من بهت آب بدم ؟
-خودت

-خسته شدم
- آرام جون منم خسته شدم
-خودم (یعنی اشتباه متوجه شدی مامان این منم که خسته شدم!)

الان این ضمیر رو درست بکار میبره. به من یه موقعهایی میگه خودت یا خودش!!

- آرام کاپشنت رو دربیار
-نه آزاده...خودت.....یه موقعهایی هم میگه خودش یعنی مامانش!!

به نمیخوام هم میگه نخوام.جملاتش فعلا دو سیلابیه و گاهی هم سه سیلابی میشه.جدیدا هم به تمام افعالی که به کار میبره ضمیر"ش" اضافه میکنه.
بخورمش...باز کنمش...کت بپوشمش..آب باز کنمش.....غذا بخورمش...

بوخورم..بیشینم...بوشورم.......اینها رو با لحن خود آرام نوشتم.

نی نی نشته یعنی نی نی نشسته!!

تازگیها هم یاد گرفته . میگه خسته شدم. این جمله رو هزار بار تو مسافرت نوروزی میگفت و همش بچم در حال خسته شدن بود. به محض اینکه میرفتیم برای غذا رو صندلی ننشسته میگفت خسته شدم بریم اتاق می می بوخورم.(بسکه من بهش گفتم زشته جلوی مردم می می بدم و وقتی رفتیم تو اتاق می می بخور) به همین علت دخترم راهنمایی میفرمودن که بریم تو اتاق تا می می میل کنن.تازگیها هم میگه می می خوشگله بخورم!!وقتی میمی میخواد و میاد طرفم انگار با ارزش ترین چیز دنیا رو بهش دادن.یه خنده ای از ته دل میکنه و شیرجه میره رو می می !!دلم نمیخواد این احساس شیرین و این لحظه رو با هیچ چیزی تو دنیا عوض کنم و همیشه موقع شیر دادن تو این یک سال اخیر به این فکر میکردم که چطوری یه روز باید به دخترکم بگم دیگه وقتش رسیده می می خوردن رو ترک کنی ؟

دیگه بگم...هر کاری هم میکنه میگه آزاده یعنی نگاه کن و من قربون صدقه اش میرم......بهش میگم کی دوغ رو ریخت رو زمین ؟میگه آآآآلامممممم......کی کتاب رو پاره کرد ؟آآآللللللاااممممممم.......

دخترم هم مدام در حال سلام کردنه..سلاااامممممم
علاقه زیادی هم به تکنولوژی داره (بگید کدوم بچه ای علاقه نداره ؟)
کامپیوتل، اینتلت،بازی،لود،موس.....روزی چندین بار این کامپیوتر روشن و خاموش میشه همچنین مودم......میاد پشت کامپیوتر و به قول خودش با اینتلت کار میکنه.منم وقتی پای کامی هستم میاد و خاموشش میکنه و درش رو میبنده.

تمام وقایع روزمره رو هم با نی نی هاش مرور میکنه.خوابیدن خوردن می می دادن بازی رقص و.....

دستشویی اش هم رو یکی در میون میگه تا بریم تو دستشویی روی لگن.(البته نوع شماره دو رو میگه شماره یک رو هنوز تو پوشک میکنه!!)

این سوسن خانوم هم آهنگ مورد علاقه دختر ما شده و هر جا میریم سراغ نمه نمه رو میگیره.تا اونجا که فهمیدم بقیه بچه ها هم این آهنگ مبتذل و تهاجم فرهنگی!! رو دوست دارن.البته دخترم هم تا صدای اذان رو میشنوه میگه اذان و میره سراغ جا نماز و مثل گذشته نماز میخونه خیلی هم سریع.

ظرف اسفند رو هم که میبینه دستش رو دور سرش میگردونه یعنی برام دود کنید.

دخترم مدتهاست که شبها دیگه شیر نمیخوره و خودش میخوابه .تو اتاق خودش. که یه پروسه کم و بیش سخت رو طی کردیم تا به اینجا برسیم. آرام به شیر شب خیلی عادت کرده بود و طول کشید تا این عادت از سرش بیفته.الان خیلی بهتر میخوابه و اگه بیدار بشه هم بهش آب میدم.فکر میکنم حدود دو ماه شبها آرام بیدار میشد و می می میخواست و من فقط بهش آب میدادم و......یه کمی سخت بود ولی چاره ای نداشتم به نفع خودش بود.حالا تو یه پست در مورد خوابش تا یادم نرفته مینویسم.

شبها تو تختش حاضر غایب میکنه آزاده خوابه..بابا خوابه...نی نی خوابه و اسم هر کس رو که بلد باشه میباره....امشب هم کلی جیغ و داد میکرد و با خودش بحث میکرد تا خوابش برد.

۲ نظر:

سمانه گفت...

الهی بگردم که تو اینقدر قشنگ حرف میزنی و بزرگ شدی و خودت میخوابی توی تختت.

عسل مامان آرين گفت...

وای آزاده من واقعاً عاشق اين دخمر کوچولوتم... خيلی شيرين زبونه.. براش اسفند دود کن... ببوسش نازنين منو