چهارشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۹

مادرانه

28 اردیبهشت 1380

میخوام یه کم قربون صدقه دخترم برم.......قربون هویج خوردنش پیاز خوردنش قربون ماست خوردنش
قربون ابراز محبتهاش..بوسیدنهاش و بغل کردنهاش قربون نوازش کردنهاش
قربون طرز غذا خوردنش جویدنش قربون سیر شدم گفتن هاش
قربون عشوه هاش بغض کردنهاش قربون اشکهاش
قربون کمک کردنهاش
قربون حرف زدنش شعر خوندنش دویدنش بازی کردنش
قربون شب بخیر گفتنش...قربون اون مامان آزاده گفتنش قربون اون تعریف کردنهای شیرینش
قربون شیرین زبونیش
قربون صورت مهربونش قربون دل پاکش قربون عشق بی چشمداشتش

قربون تمام هیکلش تمام کارهاش تمام حرفهاش تمام محبتهاش

قربون تمام وجودش.

۲ نظر:

sahar گفت...

قربون اون چشمای اسمونیش .....خیلی نفسه این دختر ....

الهه گفت...

من هم قربون دختر خوشگل و دوست داشتنیت برم.بوسسسسسسسسسس