چهارشنبه، تیر ۲۳، ۱۳۸۹

دخترک دو ساله ما

23 تیر ماه 1389

دخترک ما حدود یک ماه و نیمی میشه که با شیر مامانش خداحافظی کرده.چند هفته آخر فقط برای خواب یک ساعته ظهرش شیر میخورد و از اونجایی که از خواب فراریه موقع خواب از من اصرار که بیا می می و از آرام انکار که نه. صبحها هم کم کم خودش شیر نخواست و من سرش رو با سی دی و...گرم میکردم و بدین گون یک ماه و نیم پیش شیر خوردن رو ترک نمود.راستی هر وقت هم که هوس میکرد میگفتم می می مریضه و گناه داره و خودش هم میگفت می می مریضه و میومد بوسش میکرد و نازش میکرد!الان هم میاد و به عادت قبل منو بغل میکنه و ناز و نوازش و بوسه.منم دلم تنگ میشد برای اون روزها...روزهای که دنبال شیر میگشت و دهن کوچولوش همیشه باز بود و وقتی میومد تو سینه من انگار با ارزش ترین چیز دنیا رو بهش داده بودن.روزهایی که دائما تو آغوش من بود و میخوابید.

آرام خانوم حدود یک ماهی هم میشه که دستشویی اش رو تو لگن مبارک میکنه.دو سه ماهی بود که شماره دو !!رو تو لگن میکرد بعد هم جیش رو!الانم موقع خواب و بیرون رفتن پوشک داره که اونهم همیشه خشکه.کلی هم دست میزنه و شادی میکنه وقتی جیش و پی پی اش رو تو لگن میکنه و انواع  جایزه ها رو هم قولش رو داده بودیم و البته در مورد چند تاش به قولمون عمل کردیم.ولی یه موقعهایی تو خونه یادش میره و بلهههههه و بعد میگه مامان جیش کردم مشکلی که در این میان وجود داره اینه که باید همه جا لگنش رو با خودمون ببریم که همیشه نمیشه .مثلا رفتیم رستوران و میگم آرام جیش داری؟(چون نگه میداره و تو پوشکش نمیکنه) آرام هم میگه بله.خلاصه با کلی دم و دستگاه میریم تو دستشویی و من شالم رو هفت دور دور گردنم میپیچونم و میبندم و گره میزنم و بعد کفشهای آرام رو در میارم و بعد شورتش رو ( از این پوشکهای شورتی) و با دقت فراوون که مبادا لباسهامون با در و دیوار توالت تماس پیدا کنه آام رو سرپا میگیرم که بازم خبری نمیشه چون طفلک تا حالا این نوع دستشویی رو تجربه نکرده!!خلاصه بعد از کلی اصرار و کمر له و لورده کفش پاش میکنم و یادش میدم چطوری فیگور توالت ایرانی !!رو بگیره.که اگه چند ثانیه غفلت کرده بودم آرام نشسته بود رو زمین و واویلا....خلاصه نمیشه دیگه بازم با سختی پوشک و میایم بیرون.......توالت فرنگی هم که باشه  داستان اینکه حالا تمیزه و کی روش نشسته و.ولی حداقل کار راه اندازه.....

خلاصه اینکه دخمل کوچولوی ما خانوم شده.








۱ نظر:

سمانه گفت...

قربونش برم که خانم و بزرگ شده...با تفصیر دستشویی رفتن در اماکن عمومیت یاد خودم افتادم فکر میکردم فقط خودم اینقدر سخت میگیرم...تازه بعد از کلی مکافات خانم میفرمایند اینطوری جیش نمیکنم مامان جون!!...یا اینجا جیش نمیکنم,بو میاد!!! خلاصه داستانیه...