اول دی ماه 1389
آرام من هر روز پرستار میشه دکتر میشه معلم میشه
- دخترم کنار کتابخونه اش داره کتابهاش رو مرتب میکنه و به من میگه آزاده من خانوم کتابم
-یه روز دیگه داره رادیاتورها رو تعمیر میکنه و میگه من خانوم تعمیرم
- داره پاروزنان میاد پیشم.......آزاده من خانوم قایقم
-دخترم داره به قول خودش نامه مینویسه ومیگه من خانوم کاغذم
و خانوم آرایشگر و خانوم رقص وخانوم مهندس و...
۲ نظر:
قربونت برم تو فقط و فقط خانوم عسلی و من بلاخره یه روز قورتت میدم
فداش بشم من..عاشقتم
ارسال یک نظر