28 اسفند 1389
این چند وقته چه خبر؟به سلامتی هم بلاگ اسپات فی لتر شد..........امیدوارم به زودی مرتفع بشه!!
بعد هم بگم از آرام خانم تو این مدت.
دو سه روز پیش یه زرافه چوبی خریدیم تقریبا هم قد آرام ، امروز آوردتش تو اتاق میگه این دختر عزیز منه خیلی خوبه........بعد بهش میگه عسل من جوجوی من !(همون حرفهایی رو که من بهش میزنم)
یه چیز دیگه اونهم اینکه حدود یک ماهی میشه آرام به جای آزاده به من میگه "مامان ".........گاهی هم مامانی و مامان آزاده.
عاشق کتابهاشه و به محض اینکه من میشینم یا دراز میکشم میره کلی کتاب میاره و میگه بخون...یه موقعهایی میگم آرام دیگه دهنم خسته شد ولی رضایت نمیده هزار بار هم بخونم بازم همون کتابها رو میگه بخون.امروز داشتیم کتاب حیوانات رو میخوندیم:
حیوان مورد نظر "گربه"
- مامان : این چه حیوونیه؟ - آرام : گربه - غذاش چیه؟: استخون و شیر و... - به انگشتهای دست و پاش چی میگن؟
- پنجه - وحشیه یا اهلی؟ اهلی
بعد هم گاو و شیر و ببر و.............تا رسیدیم به خرگوش
-خرگوش اهلیه یاوحشی؟ - اهلی - گوشتخواره یا علف خوار؟ - "هویج خوار" !
من میشم مامان بزی و آرام حبه انگور و برام تعریف میکنه که گرگ ناقلا اومد و...........بعد با هم میریم سراغ گرگه
به من میگه بشم اره خودش هم میشه چوب بعد میگه بیا منو ببر!
موقع ظرف شستن هم به من میگه بشو مامان مایع ظرفشویی!!بعد هم تا شب منو "مامان مایع ظرفشویی صدا میکنه"
شخصیتهای برنامه رنگین کمان رو دوست داره(خاله نرگس و نیما و پنگول و...) خودش میشه خاله نرگس و منم به جای بچه ها باید جواب بدم:
- آرام : سلاممممممممممم - مامان :سلاممممممممممم
-حالتون خوبهههههههه؟ - بلهههههههههههه
- دماغتون چاقهههههه؟ - بلههههههههههه
- شکمتون پرهههههه؟؟!! - بلههههههههههه
- چشم و ابروتون ریمل دارهه؟؟! - بلهههههههههه :)))))
- رژلب داریددددددد؟ - :))))))))))))))))))))
ازش میپرسم این چه شکلیه و فلان چیز چیه و.........ازم پرسید این صندلی چه شکلیه؟ (رویه صندلی ) میگم مستطیله دیگه.........میگه نه ذوزنقه است. دقت که کردم دیدم درست میگه.
گل یا پوچ با من بازی میکنه یه تیکه کاغذ میزاره تو یکی از دستهاش و میپرسه کدوم تو دستمه؟؟
یه موقعهایی اسم بعضی چیزها رو یادش میره و از خودش در میاره.........چند وقت پیش میخواست بگه آب گازدار یادش رفته بود به من میگفت آب دلستری میخوام!!یه بار هم گفت زانوی دستم خشک شده کرم بزن!(آرنج)
تا چشم منو دور میبینه یه تیکه لوازم آرایش پیدا میکنه و میگه آخه من دخترم باید آرایش کنم.همچنان هم عاشق لباسها و کفشهای من و همچنین عاشق آشپزیه.
این چند وقته چه خبر؟به سلامتی هم بلاگ اسپات فی لتر شد..........امیدوارم به زودی مرتفع بشه!!
بعد هم بگم از آرام خانم تو این مدت.
دو سه روز پیش یه زرافه چوبی خریدیم تقریبا هم قد آرام ، امروز آوردتش تو اتاق میگه این دختر عزیز منه خیلی خوبه........بعد بهش میگه عسل من جوجوی من !(همون حرفهایی رو که من بهش میزنم)
یه چیز دیگه اونهم اینکه حدود یک ماهی میشه آرام به جای آزاده به من میگه "مامان ".........گاهی هم مامانی و مامان آزاده.
عاشق کتابهاشه و به محض اینکه من میشینم یا دراز میکشم میره کلی کتاب میاره و میگه بخون...یه موقعهایی میگم آرام دیگه دهنم خسته شد ولی رضایت نمیده هزار بار هم بخونم بازم همون کتابها رو میگه بخون.امروز داشتیم کتاب حیوانات رو میخوندیم:
حیوان مورد نظر "گربه"
- مامان : این چه حیوونیه؟ - آرام : گربه - غذاش چیه؟: استخون و شیر و... - به انگشتهای دست و پاش چی میگن؟
- پنجه - وحشیه یا اهلی؟ اهلی
بعد هم گاو و شیر و ببر و.............تا رسیدیم به خرگوش
-خرگوش اهلیه یاوحشی؟ - اهلی - گوشتخواره یا علف خوار؟ - "هویج خوار" !
من میشم مامان بزی و آرام حبه انگور و برام تعریف میکنه که گرگ ناقلا اومد و...........بعد با هم میریم سراغ گرگه
به من میگه بشم اره خودش هم میشه چوب بعد میگه بیا منو ببر!
موقع ظرف شستن هم به من میگه بشو مامان مایع ظرفشویی!!بعد هم تا شب منو "مامان مایع ظرفشویی صدا میکنه"
شخصیتهای برنامه رنگین کمان رو دوست داره(خاله نرگس و نیما و پنگول و...) خودش میشه خاله نرگس و منم به جای بچه ها باید جواب بدم:
- آرام : سلاممممممممممم - مامان :سلاممممممممممم
-حالتون خوبهههههههه؟ - بلهههههههههههه
- دماغتون چاقهههههه؟ - بلههههههههههه
- شکمتون پرهههههه؟؟!! - بلههههههههههه
- چشم و ابروتون ریمل دارهه؟؟! - بلهههههههههه :)))))
- رژلب داریددددددد؟ - :))))))))))))))))))))
ازش میپرسم این چه شکلیه و فلان چیز چیه و.........ازم پرسید این صندلی چه شکلیه؟ (رویه صندلی ) میگم مستطیله دیگه.........میگه نه ذوزنقه است. دقت که کردم دیدم درست میگه.
گل یا پوچ با من بازی میکنه یه تیکه کاغذ میزاره تو یکی از دستهاش و میپرسه کدوم تو دستمه؟؟
یه موقعهایی اسم بعضی چیزها رو یادش میره و از خودش در میاره.........چند وقت پیش میخواست بگه آب گازدار یادش رفته بود به من میگفت آب دلستری میخوام!!یه بار هم گفت زانوی دستم خشک شده کرم بزن!(آرنج)
تا چشم منو دور میبینه یه تیکه لوازم آرایش پیدا میکنه و میگه آخه من دخترم باید آرایش کنم.همچنان هم عاشق لباسها و کفشهای من و همچنین عاشق آشپزیه.
۲ نظر:
آزاده جون سال نو مبارك عزيزم.آرام خانم خوشگل رو ببوس
خدا این دخملک نفس منه عشق منه هم خودش هم مامنانیش هم داداشیش
ارسال یک نظر