جمعه، آذر ۲۲، ۱۳۸۷

ورود به 7 ماهگی



فرشته کوچولوی ما وارد هفت ماهگیش شده و شیرین و دوست داشتنی.

دستهاشو به طرف همه چیز دراز میکنه و بعد از این گرفتشون میکنه تو دهنش .همه چیز باید بره تو اون دهن کوچولوش.....کتاب پتو انگشتر ساعت ....صورت من و باباش هم از این قضیه مستثنی نیست.
همچنان در طول روز نمیخوابه و ساعت 9 که میزارمش تو تختش برای خواب بیهوش میشه البته
تازگیها شیر میخوره بعد لالا تا ساعت 7 صبح که بیدار میشه دو بار تو خواب بهش شیر میدم امکان نداره بیشتر از این بخوابه

نشستن رو دوست داره و همش نیم خیز میشه تا بشونمش منهم چند بار در طول روز اینکار رو میکنم
با هر صدایی ذوق میکنه و با صدا میخنده ..قربونش برم من.بعضی اوقات هم برای اینکه کنف نشیم الکی میخنده فسقل!!

تا الان همون لعاب سوپ و فرنی رو نوش جان کرده براش سوپ درست کردم تا فردا بهش بدم امیدوارم خوشش بیاد(برنج سیب زمینی هویج ماهیجه جعفری)

یه موقعهایی آوازهاش خیلی جدی میشن انگار داره با یکی دعوا میکنه

براش یه لیوان گرفتم سرش چند تا سوراخ داره کم کم باید یاد بگیره با لیوان آب یا شیر بخوره .آب که در حد همون چند قاشق بعد از ویتامین و آهن بهش میدم.......امروز پیشرفت کرده بود و آبی رو که از لیوان میریخت تو دهنش رو قورت میداد.

عاشق فضانوردیه!!بغل داییش یا باباش میره تو آسمون و کلی ذوق میکنه

خلاصه که عشق من و باباشه این دخملک

خدا پشت و پناهت باشه دخترم

۲ نظر:

ناشناس گفت...

آرام جان هفت ماهگی ات مبارک باشه... آزاده جان امیدوارم که همیشه بر لب هدو تان لبخند باشه..

سمانه گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.