10 دی ماه 1387
دختر من آرام شش ماه و هجده روزشه
شیرین کاری
موضوع :ددر
جمعه ظهر خانواده سه تایی ما برای صرف نهار رفت بیرون بعدش خرید و.......آرام خدا رو شکر زیاد نق نزد و مثل همیشه خانوم بود وقتی برگشتیم خونه تازه ذوق کرده بود و شروع کرد به بلبل زبونی همش میگفت دد دد دد.........من و باباش هم تشویقش میکردم و میگفتم بله رفته بودی ددر اونهم تقلید میکرد و ما هم ذوق!!ددر ددر ددر
حالا هر وقت میریم بیرون بهش میگم بگو ددر ...........یه چیزهایی میگه ولی اونی رو که من میخوام نمیگه!! کلا یه روز کلی آواز میخونه و صدا درمیاره یه روز هم هیچی نمیگه.
وقتی میخوام عوضش کنم میزارمش رو تخت خودمون و اونهم با شدت هر چه تمامتر دو تا پاهاشو میبره بالا و پایین و میکوبه به تخت خیلی از این کار خوشش میاد...........ای خدا چقدر معصومانه ذوق میکنه جه دنیای کوچیکی داره با همین کار ساده انگار دنیا رو بهش میدن . دختر کوچولوی مامان
هنوز سینه خیز نمیره وقت میخواد به چیزی برسه ملحفه زیرش رو میکشه یا میچرخه یا غلت میزنه.........حدود یک ماهی هم میشه که میتونه وزنش رو رو دو تا پاهش تحمل کن. من عاشق پاهای کوچولوش مخصوصا شستش هستم خیلی بامزه است وقتی کف پاشو قلقلک میدم و اونهم شستشو تکون میده.عزیز دل مامان
۳ نظر:
http://1.bp.blogspot.com/_H7Y0HjEDLhw/SUhyNgV8_-I/AAAAAAAAAmU/-AQimjrNIA0/s1600-h/Melk.jpg
vay Azade joonam mamnoon ke be weblogam sar zadi......manam taghriban har ruz webloget ro mikhoonam ,,,, vali nemidoonam chera nemitunam comment bezaram..... are vaghean hame chiz kheili zood migzare! man hamash daram hesab mikonam parsal in moghe chand maham bood ? CHE KAR MIKardam o az in harfa!
dokhmali ro mach machesh kon!
خدا این آرام کوچولومون رو حفظش کنه از طرف من ببوس عروس گلم رو خدا میدونه چفد دلم میخواد بغلش کنم این عروسک خوشگل رو خاله فداش بشه.
ارسال یک نظر