پنجشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۸

آرام و سیزده ماهگی

1 مرداد 1387

دختر خانوم ما الان دیگه خیلی بیشتر از گذشته متوج حرفها و امورات اطرافش میشه . اسم اسباب بازیهاشو میدونه و کثلا وقتی میگیم برو هاپو رو بیار یا درو باز کن یا بیا اونجا و......رو متوجه میشه.البته این مستلزم این امر که آرام خانوم تو مودش باشه در غیر اینسورت تا فردا هم عین سوزن گیر کرده گرامافون یه چیزی رو بگی اگه حوصله نداشته باشه گوش نمیده.

عاشق لغت آبه شده. الان دیگهآبه رو خیلی خوب و واضح میگه.آب شیر ، دوش حموم ، رودخونه ، دریا ، دریای تو کارتون ،شیشه آب ،شیشه دوغ نوشابه ، شیشه عطر و خلاصه هر مایعی و کلا سیالات همه و همه آبه هستن. تا چشمش به شیشه عطر میفته میگه آبه...تا در یخچال باز میشه میگه آبه.یه موقعهایی هم باید بگردم ببینم کجا آبه هست که خانوم آبه میخواد آخر سر میبینم مثلا شیشه استونه یا شامپو!!بعضی اوقات هم آبه یعنی غذایی که ماداریم میخوریم مخصوصا اگه غذا یه کمی حالت آبکی داشته باشه !!
اونموقع است که تند و تند میگه آبه آبه و عصبانی هم میشه چرا تاخیر داریم منم میگم الان الان و میرم آبه میارم یه قلپ میخوره و دوباره آبه آبه شروع میشه تا چیزی رو که میخواد بهش بدم.

میره جوراب و شلوارش رو میاره و سعی میکنه تنش کنه پاشو میاره بالا و میکنه تو شلوار.بلوزش رو هم میندازه درو گردنش.اصولا هر چیزی که لباس مانند باشه یا مثل گردنبند میندازه دور گردنش و شروع میکنه چهار دست و پا اینطرف و اونطرف رفتن.در واقع اینطوری اونها رو میپوشه.گردنبند و تسبیح رو هم میندازه گردنش.تو وسایلش دو تا از سعتهای من هست که دستشون میکنه و با همونها بازی میکنه بعد میره تل رو میزنه به سرش و عینک رو به چشمش.البته تلش میاد پایین و عینک هم همینطور میمونه رو گردنش...بعد کفشهاشو میاره میگه پاش کنم .........بعد با این همه خرت و پرت میره باز یو کلی هم حال میکنه.یه موقعهایی میشینم نگاش میکنم چقدر خوشحال میشه وقتی میگم ساعتت کو و وای چقدر خوشحال شدی یا میگم وای چه تل قشنگی...با رس هم موهای خودش و من و بباش رو شونه میکنه.نمیدونم چون دختره به این وسایل علاقه داره یا همه بچه ها این کارها رو دوست دارن....

باباش که میره تو اتاق نماز بخونه میگم آرام بدو برو بابا رفته نماز.با سرعت میره تو اتاق و میشینه رو سجاده روبروی باباش و اول تسبیح رو میندازه گردنش بعد هم مهر رو بر میداره و طبق معمول همیشه میخوره !!خودمم از تو هال نگاهش میکنم و میخندم.بعد میاد بیرون و میره سراغ کارهای دیگه.

بچه ها و عرو سکها رو خیلی دوست داره با کالسکه که میریم بیرون اگه بچه ای ببینه سرشو کج میکنه و انقدر براش ذوق میکنه تا از ش دور بشیم...همه نی نی ها رو دوست داره نی نی های تو مجله تو تی وی.....یه عروسک داره مثل نوزاده عاشقه اونه میبوستش نازش میکنه خلاصه خیلی بهش علاقه داره.

باب ماما آبه اوخ نی نی جیک جیک رو هم میگه ولی هر موقع دلش بخواد....یه زبون مخصوص داره که وقتی بازی میکنه با حرارت فراروان به اون زبون صحبت میکنه !!بقیه کلماتش هماه (با کسره ) یا اه اه هست......وقتی کفشش رو میاره و میگه اه و پاشو میاره بالا یعنی پام کن.وقتی موبایل رو میاره و میگه اه یعنی روشنش کن..وقتی در جعبه بسته اشت و میگه اه یعنی بازش کن...وقتی به جایی اشاره میکنه و میگه اه یعنی اون چیزی رو که اونجاست میخوام.اگر هم بهش ندیم جیع میزنه و گریه.......این هم از مزایای بزرگتر شدن و صد البته عاقل شده دیگه نمیشه سر دخملومن رو گول بمالیم.

توی کلاردشت که بودیم از پله بالا و پایین رفتن رو یاد گرفته و الان از مبل و تخت میاد بالا یه موقعهایی هم شوخیش میگیره و بالا و پایین میپره و میخواد خودش رو از اون بالا بندازه پایین..میره رو مبل و چیزهای رو یاپن آشپزخونه رو بر میداره......به پنکه آویزون میشه و روشن و خاموشش میکنه (ارتفاعش رو حداکثره و دستش به موتورش نمیرسه )

هنوز راه نیفتاده میترسه به تنهایی بایسته یه موقعهایی حواسش نیست و خوب میاسته دیروز هم در حالت ایستاده دو قدم برداشت.

وقتی بهش میگم آرام دهن ، زبون ، گوش ، چشم ،مو ، سر و دستهات و پاهات رو نشون بده همه رو نشون میده.پاشو میاره بالا دستهاشو تکون میده گوشها و موش رو میگیره و سرش رو تکون میده گوشهاش رو هم میگیره.زبونش رو هم در میاره .دهنش روباز میکنه و انگشتش رو با حرص گاز میگیره این یعنی دهن .(بر میگکرده به زمان مسواک زدن و بازی که میگم دنتی روباز کن که انگشت یا مسواک رو گاز میکیره و میخنده)وقتس بهش میگم چشمک بزن چشمهاشو جمه میکنه و باز و بسته میکنه.

خلتصه که ماشالله کلی خانوم و دست داشتنی شده.((

۲ نظر:

Unknown گفت...

خانوم دوست داشتني به مامانت بگو اون لپاتو گاز بگيره از طرف من ...خوب براي مامانت دلبري ميكني ...بوس براي خودت و مامانت

mona گفت...

قربونت برم تو از اولش هم دوست داشتني بودي .الان هم دوست داشتني تر شدي .